عبد الحي حبيبى

512

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

و چون اسد اين سخنان دانشمندانه را شنيد ، او را خير دهاقين خراسان گفت . البلاذرى ( حدود 270 ه 883 م ) دربارهء رتبيل حكمدار زابلستان مينويسد : كه در عصر سليمان بن عبد الملك ( 96 - 99 ه ) يزيد بن مدرك بن مهلب بر سيستان حكمران بود ، و رتبيل به او هيچ‌گونه باژ نپرداخت . چون از او پرسيدند كه چرا به حجاج باژ ميدادى ، و به ديگران نمىپردازى ؟ رتبيل گفت : حجاج مردى بود ، كه در راه وصول به مقصد خود ، هرگونه مصرف ميكرد ، گرچه از ان درهمى وصول نميكرد ، ولى شما يكدرهم را خرج نكنيد تا كه طمع ده درهم را بجاى آن نداشته باشيد . « 1 » رتبيل وفا بعهد و وقار و شدت بأس را در امور جهاندارى از ظاهر آراسته و پيراسته دوست داشت ، و بارى از اعراب معاصر خود پرسيد : كسانى كه لاغر شكم و سيه چرده بودند ، و اثر نماز در سيماى ايشان پديدار بود ، و پيزارى از برگهاى خرما داشتند ، و نزد ما مىآمدند چه شدند ؟ جواب دادند : ايشان در گذشتند ؟ رتبيل گفت : اگرچه شما زيبا و رعناتريد ، ولى ايشان از شما باوفاتر ، و در حملهء خود شديدتر بودند . « 2 » درين پرسش و پاسخ ، تمايل شديد رتبيل ، به مسلمانان اوليه كه داراى سجاياى نيكو و اخلاق گزيده و سادگى اما وفا و جهاد و سرسختى بودند نمايانست ، كه گويا فاتحان نخستين اسلامى و اصحاب پيامبر ( صلعم ) را تحسين ، و معاصرين اموى خود را كه داراى سجاياى جهاندارى نبودند انتقاد كرده است ، و اين خود مسير فكر او را در امور جهانبانى توضيح مىكند . در جامعهء خراسانى آنوقت ، مردم زردشتى نيز داراى ثقافت و متانت رأى و افكار عالى ادارى بوده‌اند ، تا جاييكه حكمرانان مسلمان عربى هم ازيشان پند مىآموختند .

--> ( 1 ) - فتوح البلدان 493 ( 2 ) - فتوح 493